تبليغاتX
کوچه دلتنگی
بی تابی
داغ می شوم و یخ
سرانگشتان یخ کرده و تن داغ و تبدار
خون در رگهایم گاه می دود به شتاب و گاه آرام و من گیج ،
پوست تنم دوتا می شود
پوست می اندازم در پیله خود
کسی از درون مرا در خود فرو می برد و در این آشوب درون
تو کجایی ...
چرا کوتاه نمی شود این فاصله های من تا تو، تا بیائی نزدیکتر و گر بگیرد تمام زندگی ام
یاس گلدان خم شده از گلهای زرد و معطر ، بی آنکه فاصله ها کوتاه شود ... 
بیتابم و بی قرار

من و لحظه های تلخ جدائی
تو و لحظه های تلخ تر ... 
 



لینک ثابت  چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 17:25   faust  | 


جای تو خالی ست در همه لحظاتم ...
نامت سینه ام را می خراشد
آمیزه ی طلا و زمرد

نور تو چشمانم را میزند
این همه آفتاب و ماه و آسمان

اما جای تو خالیست ...
آنقدر خالی که هرگز زخمه ی هیچ زخمی
بر زخمه ی تاری
این قدر خالی نبوده است که در دل من ...



لینک ثابت  پنجشنبه 8 فروردین1387ساعت 12:4   faust  |