
همه ی ما وارثیم وارث عذاب عشق
سهم اون کس بیشتر که می شه خراب عشق
سوختن و فریاد زدن این رمز و راز عشق
وقت از خود مردن لحظه ی آغاز عشق
سهم من گلوی زخمی منه
یه صدا واسه همیشه موندنه
کولبار سهم من رو شونه ی منه
کولباری که پر از شکستنه
گرمی می عشق و تکرار می کنه
ناله ی نی عشق فریاد میزنه
گریه ی مستی و زجه های نی
جوهر تمام شعر های منه
همه ی ما وارثیم وارث عذاب عشق
سهم اون کس بیشتر که می شه خراب عشق
سوختن و فریاد زدن این رمز و راز عشق
وقت از خود مردن لحظه ی آغاز عشق
جاودان باشی، ای سپيده عشق
لینک ثابت چهارشنبه 17 آبان1385ساعت 22:12  faust |

دود می خیزد از خلوتگاه من
کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟
با درون سوخته دارم سخن
کی به پایان میرسد افسانه ام ؟
دست از دامان شب برداشتم
تا بیاویزم به گیسوی سحر
خویش را از ساحل افکندم در آب
لیک از
بر تن دیوارها طرح شکست
کس دگر رنگی در این سامان ندید
از درون دل به تصویر امید
تا بدین منزل نهادم پای را
از در ای کاروان بگسسته ام
گر چه می سوزم از این آتش به جان
لیک بر این سوختن دل بسته ام
تیرگی پا می کشد از بام ها
صبح می خندد به راه شهر من
دود می خیزد هنوز از خلوتم
لینک ثابت جمعه 12 آبان1385ساعت 21:13  faust |
